close
چت روم
آرزویی برای مادر…
بشتن
طبیب محمد صدیقی درمان بیماری ها با گیاهان دارویی و طب سنتی
♣کارشناس گیاهان دارویی بیش از 50 سال تجربه♣
کاملترین مجموعه گیاهان دارویی در منطقه
🌺 ترک اعتیاد به روش سنتی به کمک عرقیات گیاهی
🌺 درمان انواع بیماریهای تنفسی و گوارشی
🌺 درمان بیماریهای عصبی و مغزی
🌺 درمان بیماریهای خونی و قلبی
🌺 درمان بیماریهای پوست و مو
🌺 درمان بیماریهای مفصلی و استخوانی و عضلانی
🌺 درمان انواع بیماری زنان ( اختلالات قاعدگی ، داروی زاچی، حاملگی،  جلوگیری از حامگی، رحم و....) 
🌺 درمان بیماری دهان و دندان
🌺 درمان بیماریهای دستگاه تناسلی
🌺 درمان لاغری و چاقی با داروهای ترکیبی
🌺 درمان سنگ کلیه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
طبیب محمد صدیقی درمان بیماری ها با گیاهان دارویی و طب سنتی
ߌترک اعتیاد به روش سنتی به کمک عرقیات گیاهی
ߌدرمان انواع بیماریهای تنفسی و گوارشی
ߌدرمان بیماریهای عصبی و مغزی
ߌدرمان بیماریهای خونی و قلبی
ߌدرمان بیماریهای پوست و مو
ߌدرمان بیماریهای مفصلی و استخوانی و عضلانی
ߌدرمان انواع بیماری زنان ( اختلالات قاعدگی ، داروی زاچی، حاملگی،  جلوگیری از حامگی، رحم و....) 
ߌدرمان بیماری دهان و دندان
ߌدرمان بیماریهای دستگاه تناسلی
ߌدرمان لاغری و چاقی با داروهای ترکیبی
 ߌدرمان سنگ کلیه و مثانه و سنگ صفرا و پروستات
ایا مي دانيد در طب سنتي اصيل ايراني هيچ بيماري بدون درمان نيست 
 شماره هاي تماس: 02165114469 + 09120580638 + 09155077358
♣کارشناس گیاهان دارویی بیش از 50 سال تجربه♣
کاملترین مجموعه گیاهان دارویی در منطقه

آرزویی برای مادر…

آرزویی برای مادر…

آرزویی برای مادر…
آرزویی برای مادر…
آموزش و کدنویسی فایل های گرافیک وردپرس گالری عکس قالب سایت
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما
  • طناز طباطبایی و عکس های جدید
  • داستان عشق
  • چیز هایی که نوجوانان از والدین انتظار دارند
  • بیل گیتس اعتراف کرد که فردی از خودش ثروتمند تر هست !
  • ارسال اس ام اس رایگان
  • بزرگترین دماغ دنیا
  • بدون حرف زدن به همسرت بگو دوست دارم
  • جملات و سخنانی از بزرگان
  • داستانک پدر و پسر
  • ثروتمندترین افراد تکنولوژی سال ۲۰۱۱
  • محل تبلیغات شما

    آرزویی برای مادر…

    این مطلب رو در پنج شنبه 1 / 2 / 1390 ساعت: 11:50 PM در سایت قرار داده است.

    piano آرزویی برای مادر...

    من یک معلم پیانو هستم . این داستان را هم به خواسته ی چند تا از دوستانم بازگو میکنم ، چراکه هنوز هم از به یاد آوری آن یک حس نا گفتنی به من دست می دهد و تمام تنم میلرزد.

    سالها پیش من شاگردان زیادی داشتم که به آنها پیانو یاد  می دادم خوب طبیعی بود که یکی از آنها با استعداد بود و یکی استعداد کمتری داشت ، روزی من یک شاگرد را پذیرفتم به نام ” جک ” …


    جک پسری ۱۴ یا ۱۵ ساله بود و به همراه مادرش زندگی می کرد . انگیزه ی او از یادگیری پیانو هم این بود که روزی بتواند برای مادرش پیانو بنوازد و یک کار را بی عیب و نقص اجرا کند.

    من مادر جک را از نزدیک ندیده بودم فقط دیده بودم که جک را جلوی در پیاده می کرد و وقتی من را از پشت پنجره می دید با یک بوق و یک لبخند با من سلام و احوال پرسی می کرد.

    خلاصه من به جک پیانو درس می دادم اما او از بی استعداد ترین شاگرد من هم بی استعداد تر بود!!! هر چه که به او درس می دادم بی فایده می نمود اما جک همچنان با پشتکار به کلاسهای من می آمد. تا اینکه یک روز که قرار بود جک برای تمرین بیاید ، نیامد . همینطور هفته ها گذشت . اکنون ۶ ماه بود که از جک خبری نبود ، من از جهتی نگران او  بودم اما از جهتی هم خوشحال بودم چون یک همچین شاگرد بی استعدادی برای من سو تبلیغ به حساب می آمد!!!

    تا اینکه قرار شد من به همراه شاگردانم در کلیسای شهر برنامه اجرا کنم .شب قبل از اجرا ناگهان تلفن خانه ی من زنگ زد ، پسری پشت خط بود اول او را نشناختم بعد فهمیدم که جک است او از من درخواست کرد که او هم در برنامه کلیسا شرکت کند و پیانو بنوازد . من  از او پرسیدم که این همه مدت کجا بوده است و او فقط جواب داد مادرم مریض بود. خلاصه بعد از کلی اصرار پذیرفتم که فردا شب در آخر برنامه جک بیاید و پیانو بنوازد. چراکه اگر اول این اتفاق می افتاد و جک می خواست اولین نفر اجرا باشد آبروی چندین ساله من می رفت اما اگر او در آخر برنامه پیانو می زد می شد که به نحوی جمع و جور شود.

    شب برنامه فرارسید. در میانه های برنامه جک با سر و وضعی آشفته و با لباسی ژولیده وارد کلیسا شد. با خودم اندیشیدم : یعنی مادرش نمی توانست یک لباس درست تن او کند؟

    به آخر برنامه که رسیدیم من از جک خواستم که به روی صحنه بیاید و قطعه خودش را بنوازد. جک آمد و پشت پیانو نشست جمعیت ساکت شد و من هم منتظر یک آبرو ریزی بزرگ بودم .

    اما جک که با اعتماد به نفس کامل نشسته بود ، شروع به نواختن قطعه ای از شوبرت کرد.

    من باورم نمی شد که این پسر همان پسر بی استعدادی است که روزی شاگرد من بود. به قدری زیبا این قطعه را می نواخت که همه حاضران مات و مبهوت نشسته بودند و نگاه می کردند. آخر اجرا من جک را آوردم  میکروفن را به او دادم  و از او پرسیدم ک جک تو که به خاطر مادرت می خواستی پیانو یاد بگیری چرا او را همراه خودت نیاوردی؟

    جک رو به من ایستاد و گفت : خانم جونز یادتان می آید که به شما گفتم مادرم مریض است؟

    گفتم: بله

    گفت : او از ۶ ماه قبل سرطان گرفت و دیشب مرد. گوشهای مادرم از دوران کودکی ناشنوا بود برای همین نمی تواست بشنود که من چطور پیانو می نوازم. اما امشب اولین شبی است که او واقعا می تواند صدای پیانو زدن من را بشنود!!!!

    من زبانم بند آمده بود و فقط گریه می کردم حاضران هم وضعشان بهتر از این نبود!


    B73A61A14AE4FAEA92AB078E55348B0A آرزویی برای مادر...



    تعداد بازديد : 186
    نظرات()

    بخش نظرات این مطلب


    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    کلیه حقوق مادی و معنوی نزد (( مطالب جالب و گلچین )) محفوظ بوده و هرگونه کپی برداری از مطالب پیگرد قانونی دارد.
    طراحی از آواسایت ترجمه از قالب گراف

    نهتانی , nohtany ,